...

بالاخره عروسی تموم شد. مامان و بابای آقاپسر هم اومدن. جاتون خالی بود خیلی خوش گذشت. راستی کسی نمی خواست بدونه خبر مهمتر چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا یه چیز باحال هم بگم بخندین. الان که با آقاپسر از خونه اومدیم بیرون که بیایم کافی نت یک دفعه توی راه متوجه شدیم که آقاپسر کفشهاش رو لنگه به لنگه پوشیده. یعنی یه جفت از این کفش و یه جفت از اون یکی. کلی خندیدیم یک تابلویی که نگو. اینم به خاطر عجله برای رسیدن به اینترنته دیگه ...

/ 0 نظر / 8 بازدید