یک اتفاق تند

الان یعنی دقیقا همین الان که دارم این رو می نویسم دختر خانم صدام کرد و گفت بیا ببین این پوره فلفلی که درست کردم چطور شده . باورتون نمی شه اونقدر تند بود که تمام دل اندرونم رو سوزوند اما همین تندی فلفل بازم بهم گفت که دختر خانم رو خیلی دوست دارم که حاضرم بخاطرش چیزی به این تندی رو بخورم . می دونم که دخترخانم خیلی خیلی بیشتر از اینا می تونه برام فداکاری کنه . 

/ 3 نظر / 17 بازدید
mostafasky

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... من به وبلاگتون سرزدم امیدوارم شماهم معرفت بخرج بدین وبه وبلاگم سربزنید. باتشکر

بهترین کسب درآمد اینترنتی

سلام خداییش وبلاگ خوبی داری اگه می خوای از بازدید های وبلاگت درامد مستقیم بگیری می تونی تو سایت زیر عضو بشی و بعد از اینکه پولت به 1000 تومن رسید تو کمتر از 12 ساعت بگیریش فقط کافیه کد کسب درامد رو ازش بگیری و تو وبلاگت بزاری من خودم عضوشم سایتش عالیه. http://parspa.s2a.ir

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز