یه نکته از یه دوست

سلام دوستان

خوبین ؟ دلم برای نوشتن تنگ شده . از وقتی سر کار میرم کمتر وقت میکنم به خودم و زندگیم و علاقه هام برسم . البته بازم دم آقاپسر گرم که تو کار خونه کمکم می کنه و هیچ وقت بهم نق نمی زنه . چند روز پیش اومدم و دیدم یکی از دوستامون برای مطلبم نظر داده . وقتی مطلبش رو خوندم خیلی خوشم اومد . خیلی قشنگ منطقی و بیطرفانه نظر داده بود . دیدم حیفه که از دید بعضی از دوستان دور بمونه . در ضمن از این دوستمون خیلی متشکرم و ازش می خوام بازم به ما سر بزنه و برامون نظر بده . شما هم اگه نظر بدین خوشحال می شم .

اینم نظر اون آقا :

سلام دختر خانوم

یه جورایی احساس می کنم مثل خیلی سالها پیش خودم هستین. سالهایی که ایران بودم و منم همین مشکل رو با لیزا داشتم.
اصولا همیشه مردها دوست دارند از مسوولیت فرار کنند. خودم هم همینطورم. شاید بشه گفت مردها سکس می خوان و زنها عشق.
مشکل شما رو دقیق نمی دونم ولی اگر کسی واقعا کسی رو دوست داره باید شهامت خطر کردن رو داشته باشه. شهامت نرد عشق باختن. شهامت هزینه دادن. کسی که عشقی رو مخفی میکنه یعنی چیزای دیگه ای براش مهم ترند. مثل حرف مردم و آبرو و ...
خلاصه آقا پسر نق نزن.
گر عاشقی خطر باید

گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سر نگون باید رفت

/ 0 نظر / 4 بازدید