جدایی

بالاخره آقاپسر من رو تنها گذاشت و رفت .

می دونید کجا ؟

رفت عسلویه برای کار منم موندم اینجا تنها .

دلم خیلی گرفته .

دلم براش یه ذره شده .

امروز ساعت ۱:۳۰ پرواز داشت .

از ۲ روز قبل که فهمیدم می خواد بره گریه کردم .

اما خب برای زندگیمون لازمه .

تازه قول داده توی یک ماه اول اونجا یه خونه ای بگیره که منم ببره پیش خودش .

امشب بعد از مدتها باید تنها و بدون وجود آقاپسر بخوابم .

باورم نمی شه با رفتنش انقدر تنها شدم .

نمی تونم تصور کنم که ۲۱ روز نبینمش .

خدا کمکم کنه .

خدایا مواظب آقاپسر باش و زود زود منو ببر پیشش .

آمین ...

/ 0 نظر / 5 بازدید