فقط يک عکس و ديگر هيچ

خيلی وقت بود که دلم می خواست براتون بنويسم اما ديدم هيچ چيزی بهتر از يه عکس قشنگ نمی تونه احوال دلم رو براتون بگه . دلم برای دختر خانم اونقدر تنگ شده که اصلا نمی دونم چی کار کنم . می دونيد هر روز ميام اينجا شايد يکی با من همدرد باشه اما کسی حاضر نيست بهم بگه باهام همدرده . کسی نيست که بهم بگه که اونم برای يکی دلش تنگه . کسی نيست که بگه دلش می خواد دختر خانمش هميشه پيشش باشه . نمی دونم چرا اما روزگاری اينجا پر بود از نوشته های شما . نوشته های کسايی که بهم گرما برای نوشتن می دادن . من به اون گرما احتياج دارم

/ 4 نظر / 13 بازدید
ماه آسمون

سلام عزيزم. ناراحت نباش. منم خيلی دوست دارم که عشقم پيشم باشه. اين رو کسايی می‌فهمن که بهای عشق رو فهميده باشن.... ياحق

یک دوست

بابا دمتون گرم خیلی باحال می نویسید کاشکی یکی منو اینقدر دوست داشت که برام بنویسه

yek ashegh del shekaste

سلام آقا پسر. نميخواهم دنيای زيباتونو خراب کنم. ولی اگه تو هم مثل من و خيلي از دخترها و پسرها بعد از مدتها دوستی و پرستش تا حد مرگ از عشقتون پشت پا میخوردید دیگه به همچین وبلاگهایی سر نمیزدید. به دنيا اونطور که هست نگاه کنيد----لطفن!!!

Mehdi

salam, chera ishon modem ro dorost nemikonan?, bye