سلام . امروز من رفتم خونه اون خالم که با همديگه قهر بوديم . راستش صبح اين خاله ما زنگ زد و گفت که برم خونشون . همه هم قراره بيان اونجا . خلاصه ما که خونه جديدشون رو بلد نبوديم رفتيم خونه دختر خالم و از اونجا با همديگه رفتيم خونه خالم . خيلی خوش گذشت . کلی هم از طرف خاله مربوطه تحويل گرفته شدم . خلاصه اينکه فکر کنم روابط داره درست می شه . بعدشم اومدم خونه دختر خالم . شب هم اينجا می مونم . احتمالا خيلی خوش می گذره . بيچاره دختر خانم . دلم براش می سوزه .فکر کنم کلی زنگ می زنه خونه و کسی تلفن رو بر نمی داره . دوسش دارم ديگه چکار کنم . اينجا هم به فکرش هستم

/ 1 نظر / 4 بازدید
STATUS

اگه دوست داشتی به وبلاگ منم سر بزن ... مرصی.