مثنوی عشق
وبلاگ مشترک یک زوج جوان اینترنتی
درباره وبلاگ
دخترخانم

من(متولد63)وآقاپسر(متولد57) اسفند 81 تو سایت نغمه با هم آشنا شدیم و این آشنایی منجر به عشق و بعد هم ازدواجمون شد . این وبلاگ هم سرگذشت عشق ماست .

نويسندگان
RSS Feed
Daisypath Anniversary tickers ****************** Daisypath Anniversary tickers
پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٤ :: ٢:۱۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : دخترخانم

دیروز رفتم سراغ مثنوی عشق . یه کم حرفهای اون موقع ها رو خوندم . خیلی دلم گرفت . می دونید اون موقع ها همه ی بحث من و آقاپسر سر دوست داشتن همدیگه بود اما الان انقدر مشکلات داریم که به این نمی رسیم که راجع به چیزهایی که توی دلمونه بحث کنیم . انقدر اعصابمون خورده که حوصله ی اینکه عشقمون رو به زبون بیاریم نداریم .

می دونید زندگی خیلی سخت تر از اونه که فک رمی کردیم و با آزار و اذیت بعضی از اطرافیان و فشارهای روحی که اونها به مشکلاتمون اضافه می کنن سخت تر هم شده . اما به هر حال باید به اونهایی که منتظرن من و اقاپسر از دست هم و مشکلاتمون خسته بشیم و از هم جدا بشیم ، باید بگم زهی خیال باطل .

تا دنیا دنیاست و تا خدایی هست آقاپسر رو دوستش دارم و اون هم بهم ثابت کرده که هیچ وقت از عشقش خسته نمی شه .

حالا دیگه ما دو تا فقط می تونیم برای همدیگه درددل کنیم چون اگه به کس دیگه ای بگیم باید حرفهای اون طرف رو هم تحمل کنیم . قبلا همه ی فکرمون این بود که یک شب بتونیم پیش هم بخوابیم اما حالا همه ی فکرمون اینه که نکنه یک شب پیش هم نخوابیم و این به نظر من یعنی عشق .

می خوام به همه ی اونهایی که راجع به من همه چیز می گن و منتظرن جدایی ما رو ببینن (از جمله برادر شوهرم و ...) بگم که :

من تا همیشه آقاپسر رو دوست دارم و هیچ وقت و در هیچ شرایطی تنهاش نمی ذارم .

آقاپسر عزیزم خیلی دوستت دارم . اگه تا آخر عمرمون هم بیکار و بی پول بمونی تنهات نمی ذارم . ما باید دستمون رو به زانومون بگیریم و با هم یاعلی بگیم تا زندگی مون رو بسازیم . ما منتظر لطف هیچ کس نمی مونیم .

آقاپسر خیلی خیلی خیلی دوستت دارم .



موضوع مطلب : عاشقانه ها