مثنوی عشق
وبلاگ مشترک یک زوج جوان اینترنتی
درباره وبلاگ
دخترخانم

من(متولد63)وآقاپسر(متولد57) اسفند 81 تو سایت نغمه با هم آشنا شدیم و این آشنایی منجر به عشق و بعد هم ازدواجمون شد . این وبلاگ هم سرگذشت عشق ماست .

نويسندگان
RSS Feed
Daisypath Anniversary tickers ****************** Daisypath Anniversary tickers
شنبه ٩ اسفند ۱۳۸٢ :: ٧:٤۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : دخترخانم

پرده اول :

صحنه :دخترخانم به شرکت آقاپسر زنگ می زنه وسراغ آقاپسر رو می گیره .

آقای دوست وهمکار آقاپسر:نه دخترخانم ،آقاپسرنیستن رفتن دنبال کاری .

دخترخانم :مرسی ،ببخشید مزاحم شدم ،دوباره تماس می گیرم .

پرده اول هرروز 3-2 بار تکرار می شه .(از اواسط مهرماه )

 

پرده دوم :

صحنه :آقاپسر هرروز بر خلاف همیشه ساعت 7-6:30صبح از خونه می زنه بیرون که بره شرکت .اما نمی دونم چرا مسیر 1 ساعتی 5-4 ساعت طول می کشه .

دخترخانم "بنده خدا" به خودش و دوستاش می گه :الهی بمیرم آقاپسر بیچاره همه روز از 7-6:30 صبح تا12-11 شب که برگرده خونه همین طور کار می کنه .الهی من قربون اون دستهای زحمتکشش برم .بمیرم بچه ام ضعیف شده بس که کار می کنه .

 

پرده سوم :

صحنه :اوایل بهمن ،داخل آژانس ،آقاپسرو دخترخانم درمسیر هستند که دخترخانم رو برسونند منزل .

آقاپسر:می خوام کنکور رشته حقوق شرکت کنم .

دخترخانم :تو رشته خودت رو ادامه بده .آخه تو از حقوق چی می فهمی ؟

آقا پسر:هه ،کجای کاری ؟ترم 1 داره تموم می شه .

دخترخانم :یعنی چی ؟ترم1 چی؟

آقاپسر :آخ آخ لو دادم ،هیچی از مهر ماه می رم دانشگاه همون رشته حقوق بهت نگفتم می خواستم سوپرایز بشه .به هیچ کس غیر دوستام نگفتم .ساعتهایی که نبودم یا زود می رفتم کلاس داشتم .

دخترخانم :!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

حالا به نظر شما این دفعه آقاپسر داره چی کار می کنه ؟آخه بازم مشکوک می زنه ،دیر می یاد ،زود می ره ،نمی شه راحت پیداش کرد .نکنه دوباره در تدارک یک حادثه غیر مترقبه اس ؟

 نوشته شده توسط دختر خانم



موضوع مطلب :