مثنوی عشق
وبلاگ مشترک یک زوج جوان اینترنتی
درباره وبلاگ
دخترخانم

من(متولد63)وآقاپسر(متولد57) اسفند 81 تو سایت نغمه با هم آشنا شدیم و این آشنایی منجر به عشق و بعد هم ازدواجمون شد . این وبلاگ هم سرگذشت عشق ماست .

نويسندگان
RSS Feed
Daisypath Anniversary tickers ****************** Daisypath Anniversary tickers
چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٥ :: ۱:٥۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

دختر خانم رو خیلی دوست دارم . یه جوری که نمیشه گفت اصلا . چند روز پیش بهم گفت که دوباره دوستم داره . اونقدر خوشحال شدم که دلم می خواست همونجا بغلش کنم و تا آخر عمر تو بغل هم دیگه باشیم . زندگیمون دوباره قشنگ شده . باز با صدای بلند داد می زنم دختر خانم دوست دارم و عاشقت هستم 



موضوع مطلب : عاشقانه ها / آقا پسر
یکشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٤ :: ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : دخترخانم

خیلی خسته ام . از همه ی زندگی .

نمیدونم چرا اومدم اینجا . نمی دونم چی می خوام بنویسم . فقط دلم گرفته . احساس کردم به اینجا نیاز دارم . به قشنگی های عشقم .

عشقی که براش خیلی زحمت کشیدم و الان مثل اینه که از دوردست وایسادم و دارم دریای زلال و زیبایی که ازش گذشتم رو تماشا می کنم .

همیشه یه عصبانیتی تو وجودمه که خاموش نمیشه . گه گاه با بعضی حرفا و کارای آقاپسر این عصبانیت شعله ور میشه . زندگی دیگه به قشنگی سابق نیست . اصلا شاید دیگه اصلا قشنگ نیست .

دلم اعتماد می خواد هیجان عشق می خواد . اما دیگه نه اعتمادی هست و شاید نه عشقی . من با همه ی وجودم تلاش می کنم که دوباره اعتماد کنم اما آقاپسر این اعتماد رو به شوخی میگیره و نمیذاره شکل بگیره .

همیشه ذهنم پر از سواله . سوالایی که همشون از بی اعتمادی به وجود میان . اصلا نمیدونم چه خبره .

بزرگترین سوالم رو جواب بده 

هنوزم عاشقم هستی ؟ یا فقط حرفش رو میزنی ؟ 



موضوع مطلب : غم نامه ها
شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳ :: ٤:٢۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

تصمیم گرفتم . تصمیم کبری شنیدید . این تصمیم همونه . به زودی خبرش رو بهتون می دم 



موضوع مطلب : عمومی
سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢ :: ۸:۳٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

دوازده سال پیش در چنین روزی عاشق شدم و دو سال بعد در چنین روزی پیمان بستم که همیشه پیشت باشم در بهترین لحظات و سخت ترین لحظات . الان هم بعد از ده سال که از قولم می گذره بازم بهت قول می دم که تا آخرین لحظه پیشت باشم و تا آخرین لحظه عاشقت باشم 

عزیزترینم تا ابد عاشقانه دوستت دارم 



موضوع مطلب : عاشقانه ها
چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

بالاخره بعد از سه هفته مرخصی باز داریم برمی گردیم به خونمون . یه جورایی دلم برای محل زندگی تنگ شده . البته دختر خانم دلش می خواد بیشتر بمونه . حق داره همه کسونش اینجان . دلم برای هدیه دختر خانم تنگ شده . یه کاسکوی ناز که گذاشتمش پیش یکی از دوستان . فکرش رو بکنید سه هفتس ندیدمش . شازده هم همش می گه نمی خوام برگردم . می گه اینجا بهتره . اما خوب اونم باید بره مدرسه . تو فکر رجعتم . تو فکر اینکه برگردم اینجا . اینجا رو شهر خودم می دونم با اینکه اونجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم اما اینجا رو سرزمین خودم می دونم . اگه بتونم کاری برای خودم دست و پا کنم سریعا برمی گردم 



موضوع مطلب : عمومی / زندگی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٧:٤٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

الان یعنی دقیقا همین الان که دارم این رو می نویسم دختر خانم صدام کرد و گفت بیا ببین این پوره فلفلی که درست کردم چطور شده . باورتون نمی شه اونقدر تند بود که تمام دل اندرونم رو سوزوند اما همین تندی فلفل بازم بهم گفت که دختر خانم رو خیلی دوست دارم که حاضرم بخاطرش چیزی به این تندی رو بخورم . می دونم که دخترخانم خیلی خیلی بیشتر از اینا می تونه برام فداکاری کنه . 



موضوع مطلب : عاشقانه ها / عمومی
سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : آقاپسر

دختر خانم تولدت مبارک 



موضوع مطلب :